نیمه شب پائیزی
چشمهایم خسته است؛
و گفتنی هائی که سکوت میکنم؛
همین…
“در بارانداز” ((۱۹۴۵)On The Waterfront) از آن فیلم های ارباب و رعیتی است که قهرمانی دارد تا سکوت را بشکند و علیه سیستم موجود در مقیاس فیلم بریخیزد و… . اصولا اینگونه فیلم ها خوب گل میکنند چرا که موقعیت این فیلم ها برایمان ملموس است. موقعیتی که در یک سو قدرت یا سیستمی است قوی ، غیرمنصفانه یا ظالم و یا شاید استثمارگر و دیگر سو توده ای مظلوم و احاطه شده. گاها با شدت یا شکل های مختلف نیز چینین چیزهائی را احساس میکنیم و در نتیجه دلی پر داریم و عاشق قهرمانی میشویم که فریاد میزند و طغیان میکند، مبارزه میکند و همراه میطلبد.
“در بارانداز” سرشار است از بازی جذاب، دلنشین و دوست داشتنی “مارلون براندو” (Marlon Brando). با هر سواد سینمائی و دیدی که به تماشای این فیلم بنشینید خواهید دریافت که چرا “براندو” اسطوره شده است. “مارلون براندو”ی جوان آسمان جل است و دل خوش؛ مصمم است و حقیقتا لوتی؛ آهن آبدیده ی روزگار سخت است و مغلوب عشق و احساس. با “مارلون براندو”ی “در بارانداز” بازیگری را برای خودم از نو تعریف کردم. گرچه این دغدغه ی بیننده نیست اما در صحنه ای از فیلم وی چنان نقش مقابلش شرمنده و من را شگفت زده ام کرد که با خود گفتم:”حتما همبازی بودن با براندو به غایت سخت است!”. براندو، راه رفتنش، حرف زدنش و ژست هایش حتی در نقش یک کارگر ساده هم جذاب است. او یک موجود کاملا سینمائی است!
رابطه ی عاشقانه Terry با بازی “مارلون براندو” و Eddie دختری که عاشقش میشود با بازی Eva Marie Saint با رابطه های عاشقانه ی دیگر فرق دارد؛ گوئی خالصتر است، اسطوره ای تر، واقعی تر و دوست داشتنی تر. همچنین Lee J. Cobb در نقش سردسته ی آدم بدها درخشنده است و باز هم دوست داشتنی. “در بارانداز” (On The Waterfront) برای Terry و Eddie دو اسکار، برای کارگردان و باقی دست اندگاران شش اسکار و چهار نامزدی اسکار به همراه داشت.
“در بارانداز” (On The Waterfront) از آن فیلم هائی است که حتما باید دید.
(۱۹۸۸)On the Waterfront
محصول: USA
کارگردان: Elia Kazan
سبک: جنائی، درام، عاشقانه
بازیگران:
Marlon Brando
Lee J. Cobb
Eva Marie Saint
….
امتیاز من به فیلم: ۱۰ (از ۱۰)
مشکل: چند وقتی بود هر دفعه که فایرفاکس را باز میکردم افزونه ی del.icio.us از اول تمام بوکمارکها(لینکها) دلیشز را بارگذاری(لود) میکرد. حتی گاهی هر چند بار که لاگین میکردم باز هم دلیشز من را نمیشناخت و قادر به ثبت لینک های جدید. این مشکلات را گاها هم روی دستگاه خانه و هم روی دستگاه شرکت د اشتم. اول فکر میکردم این مشکل فایرفاکس ۳ هست اما نبود.
دلیل و راه حل: دلیل این مشکل *ف.ل.ی.ت.ر بودن سایت del.icio.us یا قسمتی از آن توسط ISP هاست و راه حل رفع مشکل این است که یک بار **با روشی وارد فایرفاکس شوید که به ف.ل.ی.ت.ر بر نخورید، لاگین کنید و صبر کنید تا بوکمارکهایتان بارگذاری شود، پس از آن به هر صورتی که وارد فایرفاکسشوید با افزونه ی دلیشز و بوکمارمهایتان مشکلی نخواهید داشت.
*کمی جابجا بخوانید.
**سخت نیست، یافتن این روش با خودتان.
“درخشش ابدی یک ذهن پاک(Eternal Sunshine of the Spotless Mind)” درباره ی رابطه هاست، خاطره ها، ذهن بشر ، سرنوشت و خیلی چیزهای دیگری. رابطه هائی که آغاز میشود، انسانهائی که میشناسیم و آدمهائی که از یکدیگر خسته میشوند. خاطره هائی که دوست داریم دور بریزیم و چیزهائی که میخواهیم فراموش کنیم. ذهنی که آنقدر پیچیده میشود که نمیدانیم باید همراهش شویم یا از آن فرار کنیم.
“درخشش ابدی یک ذهن پاک” به لحاظ موضوعش خیلی فیلم ها را دفعتا و تعدادی را با کمی مکث به یاد می آورد چرا که مزامینی دارد کاملا و خوراک فیلم و سینما و متعاقبا پر رنگ در اثرهای مختلف. شخصا اولین فیلمی است که به این شدت فیلمهای دیگری را به یادم می آورد، فیلم هائی که شاید برخی لزوما خیلی شبیه یا به قوت این فیلم نباشند:
Click ،Paycheck ،Closer ،Run Lola Run ،Memento، و …
خوشایند نیست اما در کنار گفتنی های بسیار فیلم میتوان کمی متفاوت نگاه کرد و به راحتی شنید اشاره ی فیلم را به دور باطل و بیهودگی ای که میتوان از دیدی دیگر آن را همان زندگی و چرخه اش نامید. رابطه هائی که شروع میشوند، اوجی دارند و سقوطی که هر دو طرف به اندازه ی تفاوتشان یا تشابه شان و یا حتی انسان بودن و منحصر به فرد بودنشان در آن شریکند و مقصر.
اینکه آنچه امروز اشتیاق داشتنش را داری، فردا از دست خواهی داد یا از آن فرار خواهی کرد و متعاقبا گاهی به این نتیجه میرسی که کاش آن را نداشتی یا حتی اشتیاقش را نداشتی و آرزو میکنی فراموشش کنی و همچنین شک، تردید و نسبیتی که در این میان جاری است آزاردهنده است.
“درخشش ابدی یک ذهن پاک” محرک خیلی سئوالهای ریز و درشتی است که ذهنتان را درگیر میکند و هر کدام افکار و سئوالات جدیدی تداعی میکنند. ذهن چه بخشی از وجودم را تشکیل میدهد؟ من چیستم به جز آنچه در ذهنم گذشته و میگذرد؟ چقدر حق دارم یا درست است فراموش کنم آنچه بودم، آنچه کردم یا آنچه بر من گذشته؟ آغاز کردن چیزی که میدانی جز خاطره از آن چیزی باقی خواهد نماند چقدر درست است؟ و…
این سوال که “چقدر حق دارم یا درست است فراموش کنم آنچه بودم، آنچه کردم یا آنچه بر من گذشته است؟” در فیلم Memento هم پرسیده میشود و میتواند خیلی چیزها را در ذهنمان بهم بریزد و عامل شک باشد و پرسش درباره بخشش، انتقام، عدالت و خیلی چیزهای دیگر…

درخشش ابدی یک ذهن پاک فیلمی است در ژانر درام و رمانس با بازی فوق العاده “جیم کری” در یک نقش جدی و “کیت وینسلت“. این فیلم به فارسی نام های دیگری هم دارد. Eternal Sunshine of the Spotless Mind از آن فیلم هائی است که حتما باید دید. خیلی گفتنی دارد.
(Eternal Sunshine of the Spotless Mind (2004
محصول: آمریکا
کارگردان: Michel Gondry
سبک: درام، عاشقانه
بازیگران:
Jim Carrey در نقش Joel Barish
Kate Winslet در نقش Clementine Kruczynski
…
امتیاز من به فیلم: ۱۰ (از ۱۰)
در ضمن اینجا یک نقد مفصل و مجموع چند نوشته در مورد این فیلم را میتوانید بخوانید.