ساخت کاتالوگ برای آرشیو فیلم

امیرحسین لطیفی - ۷ مهر ۱۳۸۷

َAnt Movie Catalogاگر بخواهید لیستی از فیلم هایتان بسازید که شامل خیلی چیزها مثل پوستری از فیلم، نام کارگردان، بازیگران، سال تولید، خلاصه داستان و … شود مطمئنا Excel پاسخگوی شما نیست. جواب شما Ant Movie Catalog است. همه چیزهائی که در مورد فیلمهای لیستتان گفتم توسط Ant Movie Catalog به صورت اتوماتیک از اینترنت قابل دانلود و مدیریت است.
اول لینک دانلود را میگذارم و در ادامه بیشتر از AMC میگویم.

صفحه Ant Movie Catalog در سایت شرکت سازنده
صفحه دانلود Ant Movie Catalog

چرا Ant Movie Catalog؟ و Ant Movie Catalog دقیقا چه کار میکند؟
AMC
به ازای هر فیلمی که به لیست فیلمهایتان اضافه میکنید یک فرم دارد که شامل مشخصات مختلف فیلم میباشد. تعدادی زیادی رابط (در اصل Script) وجود دارد که میتوانند به سایت های مختلفی مثل IMDb و AllMovie -که از بهترین منابع آنلاین در مورد فیلم ها هستند- وصل شوند و اطلاعات فیلم ها را ذخیره کند. بدین صورت لیست شما تبدیل به کاتالوگ کاملی میشود که با حرکت روی هر فیلم قادرید مثل یک همه ی مشخصات و تصویر پوستر فیلم ها را ببینید. ضمنا امکان تعداد فیلد خالی هم خواهید داشت تا اطلاعاتی مثل شماره CD یا DVD ی هر فیلم یا موارد دیگری را ذخیره کنید.

جدای از همه ی اینها AMC به همراه خود چند ابزار کوچک دیگر هم برای طراحی قاب CD یا DVD با استفاده از تصاویر و اطلاعات لیستتان و همچنین ابزاری برای مدیریت قرض و اجاره ی فیلم هایتان دارد.

برخی امکانات اصلی Ant Movie Catalog:
سادگی و خوشدستی
پیش بینی فیلدهای مورد نیاز و راضی کننده برای ساخت آلبومی جامعی از فیلم
دسترسی به سایت های مختلف و مناسب برای تهیه اطلاعات فیلم ها
جستجوهای مختلف و *منعطف
گروهبندی فیلم ها بر اساس مشخصات مختلف و دلخواه
تهیه ی انواع مختلف و منعطف خروجی مثل: HTML، SQL، CSV و…
انعطاف کامل جهت تغییر شماره و Index فیلم ها در لیست
ذخیره اطلاعاتتان با فرمت XML علاوه بر فرمت خاص برنامه!
مشاهده اطلاعات در قالب چارتهای مختلف براساس پارامترهای دلخواه

* منظورم از “منعطف” معمولا Customizable است.

نکات و ترفندهای کاملا مهم برای استفاده از AMC:
قرار است در نوشته ای دیگر به این مورد برسم اما فعلا خیلی کوتاه به یک نکته مهم اشاره میکنم. شاید بعدا به جای نوشته ای دیگر همین جا را تکمیل کردم.

- IMDb و AllMovie از بهترین سایتهای موجود هستند که در میتوانید توسط رابط های موجود (همان اسکریپتها که گفتم) جهت تکمیل اطلاعات فیلمهایتان استفاده کنید.


کوتاه درباره عشق

امیرحسین لطیفی - ۴ مهر ۱۳۸۷

کوتاه درباره عشق (A Short Film About Love) ششمین بخش از اثر ده گانه ی کیشلوفسکی است در مورد ده فرمان حضرت موسی. “زنا مکن”؛ این ششمین فرمان است و نام دیگر این فیلم است اما من “کوتاه درباره عشق” را بیشتر میپسندم چرا که آنچه بیان میشود به خودی خود -فارغ از ارتباطش با ده فرمان مقدس- محترم و با ارزش است.
پسری جوان، سر به زیر و تنها و زنی میانسال و زیبا شخصیت های اصلی فیلم هستند و هر کدام دیدی متفاوت به عشق دارد، عشق برای پسر احساسی است با ارزش که خواسته ای ندارد و برای زن در هم بستر شدن معنا شده. عشق برای پسر اتفاق است و از تعریف زن چیزی تکرار . آنگاه که پسر هزینه های عشقش را میپذیرد و ابرازش میکند برای زن عجیب است و اشتباه و جائی که عاقبت زن میخواهد پسر را در تجربه ای که عشق مینامد شریک کند پسر ارزشش را رانده میبیند و سخت میشکند.
موسیقی متن فیلم کاملا با اثر جفت و جور است و همراه کننده. بر خلاف “کوتاه در باره کشتن”(بخش دیگری از این ده گانه) دیگر خبری از لنزها و تیرگی ها نیست، فیلم غالبا روح گرمی دارد و با رنگ، نور، نقش و نقاشی تو را با اشتیاق پسر همراه میکند.

(۱۹۸۸)A Short Film About Love
محصول: لهستان
کارگردان: کریستف کیشلوفسکی
سبک: درام، عاشقانه

امتیاز من به فیلم: ۹ (از ۱۰)


مردمان تست های خودشناسی

امیرحسین لطیفی - ۳ مهر ۱۳۸۷

زندگیمان شده فال و تست های روانشناسانه ی خودشناسی… تست خود شناسی، تست رنگ ها، تست غذاها، تست ازدواج، تست عشق، درجه سنج میزان علاقه، فال روز، فال شب، شبانه روز، هفته، ماه، سال، دهه، صده، قرن…

و چقدر هیجان زده میشویم وقتی نتیجه رضایت بخش است، احساس میکنیم جائی شناخته شدیم، ثبت شدیم، تنها نیستیم، کسی یا چیزی ما را میشناسد، در بین برگ ها و خط ها، سایتها و لینکها…

کسی منکر سرگرمی این داستانها یا به قول خودمان Fun قضیه نیست ولی در عین حال میتوانیم منکر تنهائیمان شویم؟ میان این همه آدم آنقدر تنها شدیم و منتظر شناخته شدن و فهمیدن ماندیم که تست های خودشناسی شدند کسانی که ما را بهتر از همه میشناسد، به وجد می آورند. طالع بینی و فال شدند تزریق امید و برای بعضی ها سرُم زندگی…


میهمان گربه

امیرحسین لطیفی - ۲ مهر ۱۳۸۷

شک داشتم اما حالا مینویسم و اینجا منتشر میکنم… چه کسی میگوید مهم نیست؟!

حیاط خانه مان باغچه ی کوچکی دارد. چند ماهی است چند گلدان که بیشتر به نور و هوای آزاد احتیاج دارند گذاشتیم لب باغچه. بعد از یک مدت سر و کله ی چند تا گربه توی حیاط پیدا شد. منظورم یک گربه است با ۲ تا بچه گربه. گوشه ی باغچه چند تا بوته ی یاس داریم که از آن طرف میرسند به لب دیوار. بچه گربه ها معمولا زیر و حوالی یاس بودند و گربه ی مادر معمولا همان اطراف. بارها از پنجره میدیدم که گربه و گاهی هم بچه هایش روی گلدان ها لم میدادند و از سایه ی خنک حیاط توی روزهای بلند و گرم تابستان استفاده میکردند. آخر گلدان ها هم از آن گلدان های پر شاخ و برگ و بودند که جان میداند برای لم دادن، البته برای گربه ها. بعضی موقع ها هم بچه گربه ها روی گلدان ها ورجه و وورجه میکردند و از سر و کله ی همدیگر با مادرشان بالا میرفتند، گاهی دو تائی توی یک گلدان میخوابیدند، هر کدام در نیمی از یک دایره و قرینه و برعکس. بارها پیش میامد که کسی از اهل خانه از این صحنه را میدید و دیگران را هم صدا میزد تا شریک شوند.

با همه ی آنچه گفتم و دوست داشتنی مینمود, آن طرف قضیه گلدان ها هم بودند، بهم ریخته با برگهای شکسته و از قیافه خارج شده. حتی چند گلدان کوچک هست، آنقدر کوچک که به اندازه ی کافی سبک باشد تا گربه بتواند بیندازدش. نهایتا نتیجه این شد که نمیدانم ایده ی چه کسی بود که از آهنگری که آمده بود تا برای درخت موی جوانمان که تازه بار گرفته آلاچیق کوچکی بسازد بگوید که زیر در حیاط آهن جوش بدهد تا دیگر گربه نیاید. آخر زیر در حیاطمان تقریبا اندازه ی یک وجب بزرگ تا موزائیک های کف فاصله دارد. آنقدر که کسی از جلوی رد بشود یا ماشینی آنجا پارک کند کاملا مشخص است. اصلا یادم می آید کوچکتر که بودیم گاهی این سرگرمی میشد که فضولی چه کسی از توی کوچه رد میشود، گاهی هم وقتی کسی زنگ میزد به زیر در نگاه میکردیم و میفهمیدم چه کسی هست. بگذریم… آخرسر زیر در را آهن جوش دادند. حالا دیگر حتی شلنگ هم از زیرش رد نمیشد و نمیدانم کسی گربه ها را بیرون کرد یا خودشان بیرون رفتند اما بعد از مدتی که دقت کردیم دیگر خبری نبود.

از اول هم میدانستم با بستن زیر در، نمیشود جلوی گربه ها را گرفت. دوباره سر و کله ی گربه ها پیدا شد. این بار هم یک گربه با دو بچه ولی بچه ها از آن اولی کوچکتر بودند، هر کدام تقریبا یک وجب و نیم! یکی کاملا سفید و دیگری سفید و کمی قهوه ای. اصلا به آن صورت حرکت هم نمیکردند، چشمهایشان هم نمیشد دید، نمیدانم شاید چون هنوز خیلی کوچک بودند. یک روز صبح وقتی داشتم از در بیرون میرفتم متوجه ی صدای بچه گربه ها شدم، رفتم نزدیکتر و دیدم یکی توی باغچه و آن یکی بیرون باغچه و کم تحرک است. سر و صدا از بچه گربه ی توی باغچه بود. جارو خاک انداز را از همان اطراف برداشتم و آن یکی را هم کنار دیگری گذاشتم. سر و صداها خاموش شد.
مدتی گذشت و کسی به گربه ها کاری نداشت تا اینکه یک روز پدرم سخت مشغول تمیز کردن و جمع جور کردن خرت و پرت های حیاط بود. بچه گربه ها را برداشت و چند قدم آن طرف تر، سمت دیگر کوچه که محوطه ی آرام و خاکی بزرگی است گذاشتد. از آن روز چند هفته ای میگذرد، نمیدانم بچه گربه ها چه شده اند؟ شاید کسی یا احتمالا بچه ای آنها را به خانه برده قصد مراقبتشان دارند اما از آن روز به بعد هر روز گربه ی مادر را میبینم که عصرها و شب ها از لبه دیوار شروع می کند، بعد زیر یاس میرود و به تکرار و غمگینانه صدا میکند….


IMDb هم ما را ممنوع کرده!

امیرحسین لطیفی - ۱ مهر ۱۳۸۷

سایت IMDb( مخفف Internet Movie Databse ) جامعترین بانک اطلاعاتی در مورد فیلم ها در اینترنت میباشد. IMDb وابسته به آمازون میباشد.

به صورتی اتفاقی توی این سایت صفحه ای دیدم به نام Independent Movies . این صفحه یک سری لینک داشت برای تماشای تعدادی فیلم کوتاه. لینک ها را باز کردم و چیزی دیدم که باعث شد باز هم به ایرانی بودن خودم افتخار کردم. با شما شریکش میشوم:

This video is not available in your country.

تعدادی از لینکهای مذکور:
http://www.imdb.com/video/wab/vi216269081
http://www.imdb.com/video/wab/vi954007833
http://www.imdb.com/video/wab/vi662503705


کوتاه درباره ی کشتن

امیرحسین لطیفی - ۳۰ شهریور ۱۳۸۷

کوتاه درباره ی کشتن (A Short Film About Killing) گذر سردی است بر کشتن. کشتن آنگاه که رذیلت میخوانیمش و یا آنگاه که مجازات میدانیمش. فضای سرد شهر، خیابانها، عابران، آدمهای پشت شیشه، نور سبز و یخ، تیرگی در تصاویر و موسیقی تاثیرگذار و بخاطرماندنی عناصری هستند که بی تعارف و صریح تو را در بستری از پرسش و تردید درباره ی مرگ و کشتن و زندگی اسیر میکنند.

کوتاه درباره ی کشتن اثر کریستف کیشلوفسکی(Krzysztof Kieslowski) است و بخشی است از مجموعه ی ۱۰ فیلم درباره ی ده فرمان و زندگی امروزی.

(۱۹۸۸)A Short Film About Killing
محصول: لهستان
کارگردان: کریستف کیشلوفسکی
سبک: جنائی، درام

امتیاز من به فیلم: ۹ (از ۱۰)


White Winter Hymnal - Fleet Foxes

امیرحسین لطیفی - ۲۸ شهریور ۱۳۸۷

I found this great song accidentally on web and I felt in love with it completely! Awesome harmonies and images made it simply beautiful!
Download it!

Here
you can find interesting discussion about lyric of this music.

I listened to “Fleet Foxes” album of “Fleet Foxes” band and they are just great with lively songs that are mostly about nature.

Lyric of White Winter Hymnal - Fleet Foxes:
I was following the pack
all swallowed in their coats
with scarves of red tied ’round their throats
to keep their little heads
from fallin’ in the snow
And I turned ’round and there you go
And, Michael, you would fall
and turn the white snow red as strawberries
in the summertime…

A nice clip that made for this song:

White Winter Hymnal from Grandchildren on Vimeo.


Psycho - روانی

امیرحسین لطیفی - ۱۸ شهریور ۱۳۸۷

روانی اثر هیچکاکPsycho فیلمی است از آلفرد هیچکاک درژانر وحشت. گوئی کتابی میخوانید، از آن کتابهای قدیمی با برگهای ارزانقیمت و متمایل به زرد. جاده، هتل دور افتاده، تنهائی، خانه ای بزرگ و قدیمی با ساکنانی اندک… همه عناصر ساده و مستعدی هستند که یک داستان پلیسی و ترسناک را بسازند. گرچه دستمایه ی روانشناختی فیلم خیلی ساده تر از آن چیزهای پیچیده و نو و عجیب غریبی است که این روزها در فیلم ها میبینیم اما حقیقتن روان است و گیرا . موسیقی، صدا و دایالوگ ها به خوبی با این اثر کلاسیک و ترسناک همراه شده اند. Psycho تعریف کلاسیک، اصیل و محترمانه ای است از ترساندن.
Psycho را شاهکار میخوانند، آنها که سینما را بیشتر میشناسند از تاثیرگذاریهای این اثر در تاریخ سینما، جاودانگی اش و مسائل این چنینی گفتنی ها زیاد دارند. من تنها از نگاه یک بیننده نوشتم.

(۱۹۶۰)Psycho
محصول کشور: آمریکا
کارگردان : Alfred Hitchcock
سبک: وحشت
بازیگران:
Anthony Perkins در نقش Norman Bates
Janet Leigh در نقش Marion Crane
Vera Miles در نقش Lila Crane

امتیاز من به فیلم: ۹ (از ۱۰)


Blanket Truth

امیرحسین لطیفی - ۱۵ شهریور ۱۳۸۷

Truth is like a blanket that always leaves your feet cold.
You push it, stretch it, it’ll never be enough. You kick at it, beat it, it’ll never cover any of us. From the moment we enter crying to, to the moment we leave dying, it’ll just cover your face as you wail and cry… and scream.

from Dead Poets Society (1989) movie.


انجمن شاعران مرده - Dead Poets Society

امیرحسین لطیفی - ۱۵ شهریور ۱۳۸۷

“انجمن شاعران مرده” دعوتی است به یک روز نو، نقش نو، شکوه از نو دیدن، پذیرفتن، ایستادن و بودن آنگونه که خواستن. شاعران مرده را اشاره ای میخوانم به انبوه من و تو، انبوه روح و احساس مرده ی ما، طبع شاعرانه و عسل گونه ای که از یاد برده ایم. شاعران مرده ای که از کالبد وجودمان تقاضای ظهور دارند و حضور در همان نقشی که میخواهیم، فراموش کرده ایم و کشته ایم! نقشی که دوست داریم، جدای از دنیا و عمیقا نزدیک به آنچه که به آن عشق میورزیم، فارغ از احمقانه خوانندش.

و چه تردید سختی است بین ایستادن و فریاد زدن آنچه از آنی و چشم بستن و راهی شدن بر آنچه که بر آنی.

انجمن شاعران مرده
(۱۹۸۹) Dead Poets Society
محصول کشور: آمریکا
کارگردان : Peter Weir
سبک: درام
بازیگران:
Robin Williams در نقش John Keating
Robert Sean Leonard در نقش Neil Perry
Ethan Hawke در نقش Todd Anderson

امتیاز من به این فیلم : ۹ (از ۱۰)

چند خط ابتدائی تنها بخشی از برداشت و واکنش من نسبت به فیلم بود و اصولن نمیتواند تمام گفتنی های فیلم یا گفتنی های درباره ی فیلم باشد اما خوب است در مورد فیلم به چند چیز اشاره کنم مثل بازی گرم Robin Williams و دیگر بازیهای جذاب، همچنین موسیقی زیبای فیلم، روند همراه کننده ی فیلم که نمیگذارد متوجه گذشت بیش از ۲ ساعت شود و بخش های فوق العاده ی پایانی فیلم که از ذهنتان پاک نخواهد شد. از دیگر نکات قابل توجه ی این فیلم میتوان به یک اسکار برای نویسندگی و نامزدی اسکار برای بازیها و کارگردانی اشاره کرد.